محمد حسن خان اعتماد السلطنه

179

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

و عقلاء مملكت مراتب را به حضور اين پادشاه خاطرآگاه ارواحنا فداه عرضه داشتند و برحسب حكم گيتى مطاع اعليحضرت اقدس جهانبانى و تصويب جناب مستطاب امام الجمعة و الجماعة ميرزا ابو القاسم اصبهانى به طى آن بساط همت داشتند و اين زمان حكمت وضع پناهگاه منحصر است بسايهء قباب مطهره و پيرامن بقاع مقدسه ، زادها الله شرفا و كرامة . تقويت ملكهء عفاف الحق و الانصاف آنكه تشريف جليل پارسائى بدين عهد از رسائى در نصاب خود قرار گرفته است . سپاس ايزد را كه سالها بر ذكران و نسوان ايران مىگذرد و سخنى بر خلاف عصمت نفس و طهارت ذيل به هيچ گوش نمىرسد و آنچه از استقراء كامل در سر اين سيره حاصل مىشود همان تأسى طبيعى طبقات رعيت به ذات قدسى آيات ملكوتى ملكات شخص همايون سلطنت است لاغير كه الناس على دين ملوكهم ، چه از اين گونه غيرت ملوكانه در هيچ داستان و افسانه نشانه نداده‌اند . بلى ابو مسلم مروزى صاحب الدوله را كه در هجده سالگى ظهور كرد و به شهامت شخصيه دولت بنى اميه برانداخت و دولت بنى العباس برپا ساخت نوشته‌اند كه از اشد ناس بود غيرة و غير مطلقا از خصيان و جز ايشان در سراى سرارى او بار نداشت ، حتى انجام خدمات و ضرورات را و بر كوشك خاصهء وى روزنها بود كه ارزاق و ما يحتاج از آنها بر زنها مىرسيد . گويند در ليلهء زفاف ستورى تاتارىنژاد را كه عروس بر آن نشسته بود بفرمود گردن زدند و زينش بسوختند كه مبادا بر مركب آن انثى وقتى ذوانثيين برنشيند . ولى افسوس كه اين ناموس را با شهوتى ذميم ضميمه داشت آنكه بر مذهب ابو نواس مىرفت . بالجمله پاكى ساحت قدس مساحت اين پادشاه است ارواح العالمين فداه كه در طبيعت طبقات رعيت اثر كرده و ثمر بخشيده و اين سنخ نكات و دقايق و اسرار و حقايق را فهم نمىكند ، الا ارباب النهى و اصحاب الحجى و قليل ما هم .